تبليغاتX
nooriyanda

تو گل همزاد بارون ، من یه خارم تو بیابون

تو پر از لبخند آسون ، من پر از خواب پریشون

تو پر از هم آشنایی ، من رفیقم بی پناهی

تو نگات صد تا لالائی ، من نگام پر از جدائی

تو دلت خوشرنگ و ساده ، دل من سیاه و تاره

تو چشات یه آسمونه ، چشم من شب خزونه

واسه چی دلت شده عاشق من ؟؟؟

واسه چی می خوای بسوزی پای من ؟؟؟

برو خوش باش و من و تنها بذار ...

دلم و تو این قفس رها بذار ...

نوریاندا

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 21:44 توسط nooriyanda+ |


تو دلم یه حس پاک و مبهمی

بانی عشق و ترانه ، تو همیشه با منی

تو حضور نغمهء ناز دل پرنده ای

تو همون فریاد پاک ، تو بطن هر معجزه ای

تو پر از رمزی و رازی، به شبم مهر نمازی

لای شعرای لطیف ات ، دلم و از نو میسازی

تو کی هستی تو چی هستی ، اینهمه به دل نشستی

با همون مصرع اول ، تب این دیوونه گشتی

تو همون ترانه سازی که خدا گفته بیائی

برسی به این غریبه ، واسه من عشق و بیاری

تو همون شعر لطیفی ، که با قصه ها عجینی

اومدی از شهر رویا ، برا من خیلی عزیزی

تو شروع بی بهانه ، تو صدای عاشقانه

هر چی دارم مال چشمات ، ببخش که قابلی نداره .

نوریاندا

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 23:27 توسط nooriyanda+ |


 

بغض آسمون شکست از رفتن تو

دل آسمون چکید با دیدن تو

نعرهء فریاد من تو کوچه ها مرد

رفتی و از رفتنت بنفشه پژمرد

من و تو ، تو فاصله باز عاشق هم

توی این سکوت ، هر دو چه بی رحم

من و تو قرارمون عاشقی بوده

حالا تقدیرمون و گریه ربوده

ای خدا امان از این غرور بی جا

که شدیم هر دو اسیر ، تنهای تنها....

نوریاندا

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:30 توسط nooriyanda+ |


به دیوار دلم تویی که قاب میشوی

تو آخرین سکوت من، تو ماندگار میشوی

تو زمزمه کردن تو ، منم که بی تاب شدم

برای پرسیدن تو ، همیشه بی جواب شدم

برای فهمیدن من ، تو غرق خواب میشوی

تو چشمه اشک نگام ، دوباره سیلاب میشوی

 

این بار آخرین نبود غزل عزل نگاهت و ستودم

این بار آخرین نبود کنار تو فریاد این سکوتم

این بار آخرین نبود شکستم از وجودت

این بار آخرین نبود بازم شدم غروبت

 

منم که بی قرار شدم ، از تو خیالت پاک شدم

نبودم از روز ازل ، دود شدم تباه شدم

با سررفتن از شعر چشات ، معنای عاشقی شدم

تا همیشه برای تو ، سکوت عاشقی شدم

 

این بار آخرین نبود غزل عزل نگاهت و ستودم

این بار آخرین نبود کنار تو فریاد این سکوتم

این بار آخرین نبود شکستم از وجودت

این بار آخرین نبود بازم شدم غروبت ....

نوریاندا

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:56 توسط nooriyanda+ |


دل من دوباره باز

به یاد اون چشمای ناز

نم نمک میزنه ساز

که بیای دوباره باز

قسم به اون چشمای ناز

منتظرم دوباره باز

با یه بغل ترانه

شعرای عاشقانه

تا ببینی که فراموش نشدی

حتی تو یه لحظه خاموش نشدی

با تموم خاطراتت واسه من

نت به نت ترانه شدی ...

نوریاندا.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 22:7 توسط nooriyanda+ |


 این شب سرخ نفس نیست

این گلایه قفس نیست

این منم تنها و خسته

دل به یک معجزه بسته

این منم تنها و رسوا

خیرهء یه راه رویا

یه صدای عاشقانه

بگه اسمم و دوباره

یاد من رفته کی هستم !

بس که من به پات نشستم

پر و بال و دل زخمی

کنج این قفس نشستم

این تن به گریه بسته

بی منت عاشق نشسته

این منم تنها و خسته

دل به یک معجزه بسته ..

نوریاندا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط nooriyanda+ |


یک شب کنار سایه ای

در رهگذر پای دلی

خسته و دل گسسته

پشتش به غم شکسته

کنار دیوار سخت

خورده به یک راه تخت

گریه کنان تکیدش

لانه شد و کمینش

به زاری از راه دور

دید که یارش برفت

گم شد و از بی راهه

رفت پی تازه گشت

نگاهی کردم به او

در دست او یک سبو

به یاد عشق رفته

میزد به ناله ضجه

یک مرد دل شکسته

غرور از دست رفته

سایه کنار من بود

اون سایه خودم بود

....................

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 23:50 توسط nooriyanda+ |


چیه این غم که نشسته تو دلم

چیه این غم که من و آب میکنه

روز و شب فریادش و که میشنوم

داره باز این دل و بی تاب میکنه

شب و روز گریه به چشمم میاره

من و از صبوری آزاد میکنه

میزنه مثل تبر به ریشه ام

دلم و از خوشی ها وا میکنه

همیشه یاد تو بود توی دلم

اما دیگه داره غوغا میکنه

میکشه این غم دلم و آخر سر

غم تو این دل و رسوا میکنه

چیه این غم .....

نوریاندا

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:25 توسط nooriyanda+ |


ترانه بی نگاهت بغض شب و رقم زد

حادثه ای رسید و عشقمون و به هم زد

از پس دیوار شب غصه رسید و در زد

نشست کنار چشمام روز و شب و به هم زد

گفتم بهت نگاه نکن به چشمای خیس و ترم

برو از اینجا بهترین ، سفر به خیر مسافرم

گفتم بهت یادت نره یه عمری چشم به راهتم !!

بازم من و نگاه نکن که عاشق نگاهتم !!

میترسم از نگاه تو دوباره دیوونه بشم

بازم خیال برم داره با تو یه آشیون میشم

چه اشتباهی کرد دل که چشمت و رها کرد

گفت برو عزیزم ، تورو که رهسپار کرد

چه اشتباه محضی دلم رو بی صدا کرد

یه عمریه حسرت و تو اینجا موندگار کرد ...

نوریاندا

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:25 توسط nooriyanda+ |


پشت این پنجره کوچیک و سرد

چشم من منتظره یه بارونه

نم نم بارون بیاد تو کوچه ها

نم خاک و تو رو یادم بیاره

می رفتیم با هم دیگه دیوونه وار

زیر بارونای اون کوچه تنگ

تو میگفتی زیر بارون با تو من عاشق ترم

رفتی و بارون میاد و من در به درم

تنهای تنهای تنها میشینم

نم نم بارون و اینجا میبینم

چشمم شده یه تیکه ابر

گونه های من همون کوچه تنگ ...

نوریاندا

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:48 توسط nooriyanda+ |


عشق به هجران نشست

دل به غریبی شکست

یک لحظه عاشقی بود

آن هم به قصه پیوست

هر چه که بود رها بود

از قلب ما جدا بود

راه تمام قلبم

آواره و رها بود

شب به کنایه برخاست

دیده از او گریه خواست

آن لحظه نگاه رو

دوباره دیدن بخواست

هر چه که بود تمام شد

حسرت و درد و آه شد

عشق دگر نیامد

هر چه که بود فنا شد

راهم همیشه تنها

از عاشقی جدا شد

نوریاندا

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:33 توسط nooriyanda+ |


قفس ترانه هام ، قفل توئه تا به ابد

هر چی که دارم مال تو ، پیشکش ات تا به ابد

تو قاب کهنه دلم تو یه طرح بی نظیری

برا من خیلی زیادی ، اما تو خیلی عزیزی

میدونم که یک گناهه اسم تو باشه رو لبهام

واسه این ترانه هام و می سپرم به قلب تنهام

میدونم که یک سوالی تا همیشه پره ابهام

چه کنم عاشقت هستم ، با تموم غم و دردام

این تن نفس بریده دل به رویای تو بسته

این دل قدیمی و پیر از همه خستهء خسته

تو قفس پر از بهانه ست ، پره از بغض ترانه ست

من یه اسیرم تو قفس ، واسه تو که عاشقانه ست !!!

نوریاندا

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:32 توسط nooriyanda+ |